/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} 2 بـِسـْمِ اللّهِ الرَّحـْمـنِ الرَّحيمَِ   به چه چیزی عبادت گفته می شود؟ هر کاری که به رنگ خدا باشد،‌برای خدا باشد، در راه خدا باشد عبادت است. حتّی خوابیدن، کارکردن ، فکر کردن، درس خواندن، این نوع نگاه ما را در یک شاهراهی قرار می‌دهد که تمام حرکات ما در مسیرِ الهی است، امام صادق (ع) فرمود: لیست العباده کفرته صلوه والسیام  ، عبادت فقط زیاد نماز خواندن،‌ زیاد روزه گرفتن نیست. این نوع نگاه اشتباه است. انّم العباده اتفکر فی عندالله، فکر کردن در مخلوقات خدا، فکر کردن در مدیریت و ربوبیّت خدا این عبادت است. رسول خدا (ص) فرمود: عبادت هفتاد قسم دارد بهترین آن کسبِ درآمد حلال است. کارکردن از نظر اسلام عبادت است. درس خواندن از نظر اسلام بهترین عبادت است. پیامبر اکرم فرمود : ؟؟؟؟من خرج یخلق عباده من العلم لیرد  کعباده اربعین ....؟؟؟؟  کسی که از خونه اش بیرون می آید تا دانشی بیاموزد تا از باطل نجات پیدا کند به سمت حق متمایل شود، از گمراهی به سمت هدایت کشیده شود این پاداشِ چهل سال عبادت را دارد. چقدر حدیث داریم که امامان ما مرحبا می گفتند به دانش آموزان ما ، به دانش جویان ما، کار آنها را عبادت می دانستند. خدمت به مردم، انفاق به مردم، ایثار به مردم، دستگیری از کار مردم،‌ گره گشایی از مشکلات مردم، همه اینها عبادت است. عبادت چیست؟ هرکاری که برای خدا باشد، به رنگ خدا باشد، ما قصدی جز خدا در آن کار نداشته باشیم عبادت است. اصلاً خدا ما را برای همین آفرید که رنگ زندگی ما رنگ الهی باشد. که اگر زندگی ما به این رنگ باشد با مردن ما ، ما تمام نمی شویم. قرآن می گوید : کل شیء حالک الی وجهه ، هر چیز نابود می شود الی وجه خدا، الی راه خدا، پس کسی که برای خدا، به سوی خدا، به قصد خدا کاری را انجام می دهد آن کارش ماندگار است. پیامبر فرمود: افضل العباده انتظار الفرج ، انتظار کشیدن شخصیتی که به جامعۀ بشری عرضه خواهدا شد و جامعه را از عدل و داد پر خواهد کرد و با ظلم و ستم مبارزه خواهد کرد این عبادت است . موضوع دیگری که می خواهیم مطرح کنیم چگونگی عبادت است. شهید مطهری در کتابی که از فرمایشات ایشون گردآوری شده به نام طهارت روح و انتشارات ستاد اقامه نماز هم منتشر کرده، یک بخشی دارد تحت عنوان شکل عبادت، چگونه عبادت کنیم؟ می فرماید در امت های قبل، در دوران جاهلیت، چه بسا مردم از سلیقۀ خودشان عبادت می کردند، به بت پرستی کشیده شده اند، ما باید بدانیم قرآن کریم و خداوند چه نوع عبادتی را از ما می‌خواهد. اولین ویژگی عبادتی که از ما خواسته شده عبادت آگاهانه است، بدانیم چکار می کنیم، مثلاً نماز می خوانیم از آغاز اذان تا پایان نماز حدود 35 جمله است. الله اکبر ، اشهدا الله الا الله  اینها هر کدام یک جمله است. نمازگذار با آگاهی باید اینها را به زبان جاری کند. سبحان الله چیست؟ الله اکبر چیست؟ حی علی الفلاح چیست؟ قرآن می گوید من نماز با آگاهی می خواهم . لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أنْتُمْ سُكاريََ حَتّيََ تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ. در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید با آگاهی این عبادت را انجام دهید. روزه با آگاهی باشد. حج با آگاهی باشد. زکات با آگاهی باشد. آگاهی یکی از ویژگی های کیفیت عبادت است. در حدیث می خوانیم رکعتان من عالم خیراٌ من سبعین رکعه من جاهل ، دو رکعت نمازی که شخص آگاه می خواند از هفتاد رکعت نمازی که شخص نادان می خواند بهتر است. عبادت آگاهانه اسلام از ما می خواهد. از امام هفتم روایت شده است که «المتعبد علي غير فقه کحمار طاحونه يدور ولايبرح » کسی که عبادت می کند ولی بدون آگاهی است مثل الاغی یا شتری است که دور می گردد ، چشمش را می بندند چه بسا چند فرسخ هم راه رود از صبح تا شب حرکت می کند ولی هیچ پیشرفتی ندارد. یدور و لا یبرح ، دور می زند اما پیشرفت ندارد. اگر آگاهی در عبادت نباشد انسان رشد ندارد، پیشرفت ندارد. دومین ویژگی نماز یا عبادتی که از ما خواسته شده عبادت عاشقانه، عبادت با نشاط است. دو بار در قرآن از نماز منافقین بدگویی شده. هر دو بار به خاطر بی نشاطی آنها است. نماز می‌خوانند اما با بی رغبتی، ‌بی نشاط، با سنگینی، به زور. میگویند نماز خواندم راحت شدم. پیامبر وقت نماز را انتظار می کشید. این عشق به نماز، یا عشق به روزه است. بعضی ها در آستانه ماه رمضان حالت ناراحتی دارند. می گویند این تابستان ماه رمضان چگونه روزه خواهیم گرفت؟ پیامبر به استقبال ماه رمضان می رفت. تشنگی و گرسنگی ماه رمضان را موجب رشد نفس خود می دانست. همچنین عبادت حج، عبادت خمس،  اگر کسی خمس و زکات دهد اما با بی‌رغبتی، با ‌بی نشاطی، بدون شوق و عشق،‌ اون معلوم نیست چقدر پاداش داشته باشد . عبادت ها تمامش باید عاشقانه و عارفانه باشد. ویژگی سومی که برای عبادت از ما خواسته اند عبادت خالصانه با اخلاص است. فقط برای خدا باشد. برای خوش آیند این و آن نه. برای نمره و امتیاز نه. برای اینکه آن آقا دخترش را به من بدهد مرا در مسجد ببیند نه. از روی ترس از فرمانده، از مدیر نه. می‌گوید خدایا تو شاهدی من به خاطر تو نماز می خوانم. فقط به خاطر تو ، قربه الی الله، فقط و فقط برای جلب رضایت تو. دیگران من را ببینند و من را نبینند من نماز را می‌خوانم، من بندۀ‌تو هستم. تو خالق من هستی. نماز خالصانه . قرآن در سورۀ مبارکۀ کهف آیۀ 110  می فرماید: ولا یشرک بعباده ربه احدا، نباید شریک قرار داد برای عبادت خدا احدی را. نماز می خوانم هم برای خدا هم برای مدیر، هم برای خدا هم برای فرمانده، هم برای خدا هم برای اینکه در این محیط بخاری است گرم است یا کولر است خنک است، این نمازها باطل است. در رساله های عملیه نوشته شده اگر کسی واجبات نماز را یا مستحبات نماز را برای غیر خدا انجام دهد باطل است. مثلاً انگشتر عقیق دست کرده در هنگام نماز تا کسی ببیند. یا نماز را  اول وقت می خواند برای اینکه کسی ببیند. یا آهنگ صدایش را عوض می‌کند مثلاً تنهایی در خانه ایستاده نماز می خواند رسمش این است که تند تند می خواند، و در آن هنگام مهمان می‌آید و لحن صدایش را عوض می خواند و آهسته نماز می خواند. این نماز باطل است.  چرا؟ چون تمام شیرینی این نماز این است که برای خدا باشد فقط برای خدا. رحمت خدا به روح بلند حضرت امام خمینی، می فرماید : ماموران شاه مرا نیمه شبی از قم به سمت تهران آوردند، بین راه قم و تهران من گفتم نماز نخواندم، چون قبل از نماز صبح حضرت امام را دستگیر کرده بودند ، گفتند نگهدارید نماز بخوانم، گفتند نه اجازه نداریم. گفتم خوب ترمز کنید با خاک کنار جاده تیمم کنم. خود حضرت امام تعریف کردند اون روز نمازی خواندم پشت به قبله، با تیمّم، لبِ آفتاب. بعد می فرماید: در عمرم امیدم به همان نماز است. چون اونی که باید بداند می داند. اونی که باید آن نماز را ببیند دیده. نماز با اخلاص، و نماز خاشعانه، نماز باید با فروتنی همراه باشد. قرآن می‌فرماید : بسم الله الرحمن الرحیم،‌ قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون قطعاً‌رستگار هستند مومنانی که در نمازشان خاشع هستند، افتاده حالند،  فروتن هستند، گردن کش نیستند در حضور خدا، خودشان را به حساب نمی آورند. با تمام وجود اعلام می کنند پروردگارا من کسی نیستم. من چیزی نیستم. هرچه دارم از توست. هرچه می کنم به قوت و حول توست. Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} 3 بـِسـْمِ اللّهِ الرَّحـْمـنِ الرَّحيمَِ   مراحلی را برای عبادت شمرده اند، مرحلۀ اول تکلیف، مرحلۀ دوم صحت، مرحلۀ سوم قبولی، مرحلۀ‌چهارم کمال. این نمازی که می‌خوانیم، روزه ای که می گیریم، حجی که می‌رویم، خمس و زکاتی که می پردازیم، تکالیفی که خداوند برای سعادت ما قرار داده 4 مرحله دارد، در هر مرحله شرایطی وجوددارد، مرحلۀ اول تکلیف است. یعنی کودک مسلمان باید به تکلیف برسد تا عبادت بر او واجب شود. تکلیف شرایطی دارد . شرط اول آن بلوغ است. در رساله های عملیّه خوانده اید وقتی دختران 9 سال قمریشان تمام می شود و پسران وقتی 15 سال قمریشان تمام می شود یا وقتی نشانه های دیگری در آنها پیدا می شود که در رساله های عملی است. الان روانشناسانی مثل آقای دکتر قائمی یا آقای دکتر گلزار یا آقای دکتر شرفی اعلام می کنند که پسران تهرانی بین 11 تا 13 سالگی بالغ می شوند . در این شرایط محیطی که ما الان هستیم غالباً بیش از 90 درصد پسران تا قبل از 14 سالگی بالغ می شوند. پس بلوغ اولین شرط تکلیف است. بچه ای که بالغ نشده مثلاً دختر 8،7،‌6 ساله تکلیف ندارد. پسر 10 ساله 9 ساله تکلیف ندارد. همین جا یک موضوعی را طرح می‌کنیم . سوال می کنند بچه ها قبل از اینکه به بلوغ می رسند اگر عبادتی انجام بدهند و خدمتی انجام بدهند ثواب دارد؟ جواب می دهیم بله،‌ خداوند برای کارنامۀ ما یک مقدمه ای ایجاد می کند قبل از صفحه 1 ،‌ صفحاتی است که ما قبل از به بلوغ رسیدن خدمتی یا عبادتی می‌کنیم. مثلاً بچه‌ای روزه می گیرد، نماز می خواند، صدقه می‌دهد. حتماً ثواب دارد. هم در پروندۀ‌خود او قبل از صفحه 1، و هم در پروندۀ‌پدر و مادر و هم پروندۀ معلم او ثبت می شود. سوال دیگر اینکه بچّه ها قبل از اینکه به سن تکلیف برسد اگر خسارتی را وارد کردند ضمانت دارد ؟ مثلاً‌یک بچه 8 ساله توپی را شوت کرده شیشۀ کسی را شکانده . او ضامن است؟ بله ضامن است . اگر پدرش یا سرپرستش خسارت را داد که داده وگرنه به محض اینکه خودش به تکلیف رسید ضامن است و تا آخر عمر از گردنش برداشته نمی شود. بچه هایی که به تکلیف نرسیده‌اند اگر جرمی مرتکب شوند که از نظر شرعی حد دارد،‌ شلاق دارد، مثلاً یک دشنامی بدهند،‌ فحشی بدهند که ضربات شلاق برایش تهیه شده باید مجازات شود؟ بله اون بچه نه به اندازۀ بزرگترها ،‌به اندازه ای که قاضی تشخیص دهد یک تنبیه مختصری می شود. پس اولین شرط تکلیف بلوغ است. شرط دوم عقل است. بچه هایی که صفیح هستند عاقل نیستند، ضریب هوشی پایین دارند. که تعریفش روشن است اونها تکلیفی ندارند. یا تکلیف خیلی کم به اندازۀ توانشان دارند. شرایط تکلیف را می گوییم: تکلیف اولین مرحله است برای عبادت. سومین شرط قدرت است. انسان باید قدرت داشته باشد نماز بخواند، یا روزه بگیرد یا مکه برود. اگر ناتوان هست،‌ ناتوانی جسمی یا ناتوانی روحی. که اینها در سازمان بهزیستی تعریف شده است. نمی تواند روزه بگیرد واجب نیست، نمی تواند بایستد نماز بخواند بنشیند،‌ نمی تواند بنشیند بخوابد. پس تکلیف اولین شرطش بلوغ است، شرط دوم عقل است، شرط سوم قدرت است. اینها شرط های تکلیف است، بعد از تکلیف می‌رسیم به مرحلۀ دوم، دختر مسلمان یا پسر مسلمان به تکلیف رسیده، یعنی عاقل هست، بالغ است و توانا و قادر، از این لحظه به بعد همۀ تکالیفی که بزرگترها باید انجام دهند این دختر و پسر باید انجام دهند. امر به معروف کنند،‌ نهی از منکر کنند، روزه بگیرد، نماز بخواند با این توضیحاتی که بیان کردیم. مرحلۀ دوم صحت است، یعنی این عبادت چکار کنیم که صحیح باشد در فقه شیعه شرط کردند، شرط صحت عبادت این است که مسلمان ها از یک مرجع تقلیدی که جامع شرایط است تقلید کند، به این شرط صحیح است. مثل اینکه کسی مریض می شود برای دستورات طبی باید به پزشک حاذقی مراجعه کند. اگر مشکلش و مریضیش خیلی مختصر باشد به همین دکتر عمومی سر کوچه مراجعه می کند. اما اگر قلبش یا کبدش بیمار  باشد باید به سراغ متخصص برود. اگر در آن شهر چند متخصص است عقل می گوید باید به سراغ کسی برود که تخصصش بالاتر است و خبرگی بیشتری دارد. پس ما در پلۀ دوم که صحۀ عبادت است مسئله تقلید را داریم. بچه‌های ما از همان 9 سالگی یا قبل از آن باید توجیه شوند که ما در اعتقادات به عقلمان مراجعه می کنیم، در اخلاقیات به قلبمان مراجعه می کنیم، امّا در احکام و دستورات دینی پیروی می کنیم از مرجع تقلید. تقلید هم یعنی پیروی کردن. آیا منطقی است این کار؟ بله، ما در همۀ‌کارهای زندگی که تخصّص نداریم، مردم به اطباء مراجعه می کنند، اطباء برای خانه‌سازی به مهندسان مراجعه می کنند، مهندسان برای دوخت و دوز به خیاط ها مراجعه می‌کنند. همین طور همۀ اقشار جامعه در رشته‌ای که تخصص ندارند به متخصص آن رشته مراجعه می کنند. هم پشتوانۀ عقلانی دارد ، هم پشتوانۀ عرفی دارد. هم دین توصیه می کند. قرآن می فرماید فسعلو اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون. اگر نمی دانید از آنها که می دانند بپرسید. خوب از کی بپرسیم؟ از آنی که بهتر از همه می داند. چه کسی بهتر از همه دین را می داند؟ عالمی که عمری گذرانده، فقیه شده، یعنی عمیقاً مسائل دین را می تواند استخراج کند، استنباط کند، اگر چند نفر بودند چکار کنیم؟ اگر هم تراز هستند می توانیم به یکی از آنها مراجعه کنیم. اما اگر یکی از آنها سرآمد هست و اعلم است به او مراجعه می کنیم. تقلید می کنیم. از چه زمانی تقلید کردن در شیعه مرسوم شده؟ از زمان امام صادق (ع)، چون شیعیانی بودند در شهرهای دوردست، دسترسی به امام معصوم نداشتند، می پرسیدند ما مسائلمان را، احکام شرعی را، واجبات را، محرمات را از چه کسی بپرسیم؟ امام معصوم نمایندگانی را، عالمانی که پیش خود امام درس خواندن، امام به آنها اعتماد داشت، آنها را معرفی می کرد. یعنی آن عالم معصوم بوده؟ نه ، احتمال خطا هم بوده، احتمال اشتباه هم در کارش بوده، و اما امام به مردم فرموده که شما وظیفتان تقلید کردن است. کسی می گوید من فوق لیسانس هستم درست نیست تقلید کنم، خوب فوق لیسانس چه رشته ای هستید شما؟ فوق لیسانس سنگ شناسی، کشاورزی، ولی خوب وقتی مریض می شود به دکتر مراجعه می کند. شما در زمینۀ طب اطلاعاتی ندارید، کسانی هم ممکن است بگویند من نمی خواهم تقلید کنم راه باز است خودم متخصص در دین بشوم؟ جواب می دهیم بله ، مثل همۀ رشته ها، هر کس دوست ندارد تقلید کند باید برود یک فرآیندی را طی کند، علوم دینی را بخواند، از یک قدرتی هم برخوردار شود که بتواند احکام دین را استخراج کند، بقیۀ مردم وظیفه شان تقلید اشت، چه کسی گفته تقلید کنیم؟ قرآن، امام معصوم،‌ از چه زمانی تقلید درست شده؟ از زمان غیبت امام زمان؟ نه قبل از آن، شاید صد سال قبل از غیبت امام زمان(ع) این رویه بوده،‌ مراجعۀ به کارشناس دینی، حتّی در زمان  امام معصوم، اگر می خواهیم عبادتمان صحیح باشد، باید تقلید کنیم، بعضی هم از روی بی اطلاعی این را می گویند : من تابع قرآن هستم، کاری به مرجع تقلید ندارم. یا اگر مسئله ای را می شنود می گوید اگر این مسئله در قرآن باشد من تبعیت می کند. جواب ما این است که دین مجموعه ای است از قرآن و سنت پیامبر و ائمه، اگر ما بخواهیم فقط به قرآن تکیه کنیم حتّی همین نماز را هم نمی توانیم بخوانیم. چطورقرآن گفته  نماز بخوانیم چطور نماز بخوانیم که در قرآن نیامده است. اصلاً چه چیزهایی را نماز را باطل می کند در قرآن نیست، اوقات نماز از چه وقت تا چه وقت است؟ چند تا نماز باید بخوانیم؟ 3 تا یا 5 تا یا 7 تا،در قرآن نیست. جزئیات روزه در قرآن نیست. جزئیات خمس و زکات و حج و جهاد در قرآن نیست. قرآن مثل قانون اساسی است. حتماً نیازمند به سنت هستیم در کنار قرآن و سنت را از پیامبر و امامان معصوم می گیریم که جزئیات مقررات و دستورات دینی است. امامان معصوم اون علوم را به شاگردانشان یاد دادند تا الان که هزارو چند صد سال از آغاز اسلام گذشته همین طور سینه به سینه گشته تا به روزگار ما رسیده است. از فقهایی که عادل هستند،‌ و عالم هستند، پیروی می کنیم. در چه مسائلی؟ در اعتقادات نه، در اعتقادات با عقلمان دلیل می آوریم، در اخلاقیات هم فطرت خدا در نهاد ما قرار داده. اما در احکام و دستورات دینی از فقیهِ جامع شرایط تقلید می کنیم تا عبادتِ ما صحیح باشد. سرخود نمی توانیم شکل عبادت را تغییر دهیم. Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} 4 بـِسـْمِ اللّهِ الرَّحـْمـنِ الرَّحيمَِ   شرایط قبولی عبادات: گفتیم برای عبادات 4 مرحله شمرده‌اند، مرحله اول تکلیف ، شرایط دارد. مرحلۀ دوم صحت، شرایط دارد. در جلسه قبل شرایط این دو مرحله را گفتیم. در این قسمت دو مرحلۀ دیگر را شرایطش را خواهیم گفت. بعد از اینکه ما به تکلیف رسیدیم و نماز و عبادت دیگرمان صحیح بود، حالا می‌رسیم به مرحله ای که چکار کنیم این عبادت قبول شود. اوج شاهکار اسلام در این مرحله است. اسلام عزیز همه مسایل زندگی را به عبادت گره زده است. می گوید اگر می خواهد عبادت قبول باشد باید همسر داریت خوب باشد . اگر می خواهید عبادتت درست باشد باید بچه داریت درست باشد. اگر می خواهید عبادتت قبول باشد باید کسب و کاسبیت حلال باشد. اگر می خواهید عبادتت درست باشد باید روابط اجتماعیت و تعاملت با دیگر انسان ها در چارچوب دین باشد. انقدر این مسایل دینی انسان ساز است که متأسفانه کم توجه می‌کنیم به این مرحلۀ عبادت. روز قیامت از کسانی می پرسند نماز خوانده اید؟ می گوید بله، صحیح بوده نمازش اما رتبه ای نمی گیرد، اما قبول نشده. چکار کنیم عبادت ما قبول شود. حالا که زحمت می کشیم، روزه می گیریم، خمس می دهیم، حج می رویم، ‌نماز می خوانیم،‌ چکار کنیم که نمازمان قبول شود؟ برای قبولی نماز  و قبولی عبادات دیگر صدها حدیث آمده است. شرایط اعتقادی دارد،‌ شرایط سیاسی دارد، شرایط اخلاقی دارد، شرایط اقتصادی دارد، شرایط بهداشتی دارد،‌ شرایط اجتماعی دارد. به بعضی از آنها اشاره ای می کنیم. حضرت امام خمینی فرمود: نماز کارخانۀ انسان‌سازی است. بخشی از آن در همین شرایط قبولی است. امیرالمومنین (ع) فرمود : كونوا لقبول العمل أشد أهتماماً من العمل. نسبت به قبولی بیشتر حساس شوید به خود کار. قبولی نماز از خود نماز برایتان مهم‌تر باشد. قبولی روزه از خود روزه برایتان مهم تر باشد. قبولی حج از خود حج برایتان مهم تر باشد. خوب چکار کنیم که قبول شود؟ اول شرایط اعتقادی را باید درنظر بگیریم. باید به خدا ایمان داشته باشید. ایمان از شرایط قبولی است. و من يكفر بالايمان فقد حبط عمله  هرکه ایمان نداشته باشد عملش حبط است، ضایع است قبول نمی شود. حالا کسی دولا راست شود و یک نمازی هم بخواند،‌ و به عربی صحیح بخواند. اما عقیده ندارد به خدا ،‌ عقیده ندارد به اسلام،‌ عقیده ندارد به انبیاء  این قبول نیست. شرط دوم تقوا است. إنما يتقبل الله من المتقين ،‌ خداوند قبول می کند از باتقواها، پس معلوم می شود گناه مانع قبولی است. مقابل تقوا آلودگی است، گناه است. این قصّه را بسیاری از شما عزیزان شنیده باشید که زمان امام صادق (ع) اسم کسی سر زبان ها افتاده بود به عنوان یک فرد خَیِّر و خدمت کار  به افراد بیچاره. امام صادق فرمود: من می خواهم این را ببینم، نشان دادند. امام ایشون را تعقیب کرد. دیدند اون شخص رفت درِ مغازه ای دو تا انار دزدید، دو تا نان دزدید . و آمد محلۀ‌فقرا در خانه ای را زد و آن  2 انار و 2 نان را داد به یک خانوادۀ بیچاره. امام فرمود: تو چرا این کار را کردی؟ گفت کار من یک کار قرآنی است. حضرت فرمود: کجای قرآن این رویه را به شما آموزش می‌دهد، گفت قرآن می گوید: که اگر گناه کنی یک برابر کیفر دارد، ‌اگر ثواب بکنی ده برابر پاداش دارد. من 2 تا انار دزدیم این 2 تا گناه. 2 تا نان دزدیم این 2 تا گناه می شود 4 تا گناه . بعد اون 4 تا انار و نون را دادم به اون بیچاره 4 ×‌10 می شود 40 ، 4 تا گناه کردم 40 تا ثواب کردم پس از هم کم کنیم 36 ثواب برای من می ماند. امام عصبانی شدند و به او فرموند: مادرت به عذایت بنشیند، مگر نخوانده ای این آیه قران را إنما يتقبل الله من المتقين ، مگه با مال دزدی می شود مکّه رفت، مگه با مال دزدی به هیئت کمک کنی، به فقیر کمی بکنی این ثواب دارد. اختلاص کرده ،‌ دزدی کرده و بعد می گوید من 50 درصدش را می‌دهم در راه خیر. این انفاق قبول نیست. مال حلال قبول است. آیات انفاق که در سورۀ بقره آمده أَنفِقُواْ مِن طَيِبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ   از مال حلال طیب انفاق بکنید. پس شرط اول شرط اعتقادی است. شرط دوم شرط اخلاقی. یعنی فرد گنهکار اگر عبادتی انجام دهد عبادتش مورد اشکال است، قبولی عبادات شرط سیاسی دارد. در حدیث می خوانیم اگر کسی در همۀ ‌عمر عبادت کند اما به رهبر سیاسی که خدا او را می‌پسندد اعتقاد نداشته باشد قبول نداشته باشد. عبادتش قبول نیست. امام باقر (ع) فرمود: من دان الله عزّ و جلّ بعبادة يجهد فيها نفسه و لا امام له من الله غير مقبول ، دین فقط بعد فردی ندارد، ‌بعد اجتماعی سیاسی دارد . اعتقاد و همبستگی با رهبر عادل، در زمان پیامبر، پیامبر در زمان امام معصوم، جانشین پیامبر، در زمان غیبت امام عصر(ع) ، ولی فقیه، مراجع بزرگوار تقلید،‌ اینها سلسله ای هستند که ما را به خدا می رساند در قبولی عبادت ما تأثیر می گذارد بی اعتنایی ما نسبت به این امر سیاسی . در حدیث می‌خوانیم فمن ام يتولنا لم يرفع الله له عملا ، هرکه ولایت ما را نداشته باشد اعمال او بالا نمی‌رود به سمت آسمان نمی رود. امام باقر علیه السلام فرمود: وَ ما تَنالُ وَلايَتُنا إلا بالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ به ولایت ما هم کسی نمی رسد مگر با پرهیز و دوری از گناه. مگر با اقدام. شرط چهارمی برای قبولی عبادات شمرده اند امامان ما ، و آن شرط اقتصادی است. امام رضا (ع) فرمود: هرکه زکات ندهد و نماز بخواند نمازش قبول نیست. من صلا و لم یزکل لم تقبل صلاته، هرکه نماز بگذارد اما زکات ندهد، یعنی توجّه به بیچارگان، بینوایان، با عبادت گره خورده ، 28 جا در قران صلاه و زکات کنار هم آمده، عبادات شرط اجتماعی دارد. رسول خدا (ص) فرمود: مَنِ اغتابَ مُسلِما أَو مُسلِمَةً ، هرکس غیبت مرد مسلمان یا غیبت زن مسلمانی را بکند، لَم يَقبَلِ اللّه صَلاتَهُ وَلاصيامَهُ ، خداوند نه نماز او را و نه روزۀ‌ او را قبول نمی کند. تا چهل شبانه روز أَربَعينَ يَوما وَلَيلَةً إِلاّ أَن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ ، مگر اینکه برای کسی که غیبتش را کرده طلب مغرفت بکند هم از خدا عذرخواهی بکند برای گناهی که کرده، هم از کسی که غیبتش را کرده طلب مغفرت بکند. پیامبر فرمود: يا اباذر! اياك و هجران اخيك  نکنه با دوستت قهر کنی، قطع رابطه کنی. فان العمل لايتقبل مع الهجران ، وقتی دو مسلمان با هم قطع رابطه می کنند عبادتشان قبول نیست. شما توجه کنید چقدر این مشکل در محیط ما وجود دارد،‌خواهر با خواهر، خواهر و برادر، فامیل با هم ، همسایه با هم،‌ سر مسئله‌ای و بهانه ای با هم قطع رابطه می کنند. خوب عبادات آنها زیر سؤال می رود. امام صادق (ع) می فرماید : لا يَقْبَلُ اللّهُ مِنْ مُؤ مِنٍ عَملاً وَ هُوَ مُضْمِرٌ عَلى اَخيِه سُوءً ، خداوند عبادت مؤمنی که در دلش سوء نیت دارد برای مسلمانی را قبول نمی‌کند. باید موفقیّت دیگران را بخواهیم،‌ عزّت دیگران را بخواهیم، سلامت دیگران را بخواهیم، ببینید این عبادت اسلام است. جدای از بقیه زندگی نیست، گره خورده به همۀ‌مسائل زندگی. قبولی عبادت، شرط خانوادگی دارد. پیامبر فرمود:  من کان له امرأتاٌ  توزیع لم یقبلل الله صلاتها و لا حسنتاً من عملها، اگر مردی همسری دارد که او را اذیّت می کند ، نه نماز او و نه هیچ عمل خوب او قبول نمی شود. بعد فرمود: و علی الرَجُلِ مثل زالک   مرد هم همین طور است اگر همسرش ازش راضی نباشد نه عبادتش و نه نمازش و نه کار خوبش قبول نمی شود. این است شاهکار اسلام. گره زده مسائل اخلاقی، سیاسی  و اجتماعی را به عبادات. در حدیثی می خوانیم که امام صادق(ع) فرمود: مَنْ نَظَر الي أبَويه نَظَرَ ماقتٍ  اگر کسی به صورت پدر و مادر نگاه خشم آلود کند، و هُما ظالمانِ لَهُ، لم يَقبَلِ اللهُ لَهُ صلاةً. ‌گرچه والدین بد کردند عبادات او  قبول نمی شود. یک حدیثی داریم که اگر زنی تمام عمرش نماز بخواند، هر روز روزه بگیرد، ‌هر سال به حج رود مال زیادی را در راه خدا انفاق کند امّا شوهرش راضی نباشد عبادتش قبول نیست. همچنین اگر مردی همۀ‌عمرش نماز بخواند، هر روز روزه بگیرد،‌ هر سال به حج رفته باشد و سالهای زیادی را در جهاد حضور پیدا کرده باشد همسرش راضی نباشد عباداتش قبول نیست. ما باید برای قبولی نماز یک بابی را باز کنیم،‌ فکر کنیم برنامه ریزی کنیم، دغدغه داشته باشیم، ‌قبولی نماز خیلی مهّم است. به هم کمک کنیم، با هم مشورت کنیم این ایستگاه خیلی ایستگاه مهمی است.